ملا محمد مومن كرمانى

66

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

داشت ، مرحوم آخوند شريفا را هم - كه پسر ارشد ولى خان ، و برادر بزرگ بكتاش خان بود ، و در علم و فضل بىعديل و نظير ، و معاصر ميرداماد بود - متعاقب والدش ، به كرمان فرستادند كه مروّج دين شود ، بناء على هذا روانه شده به يزد آمد . از يزد به كرمان دو راه مىرود : راهى از انار و رفسنجان ، و راهى از بافق و كوهبنان . چون تشيّع اهل كوهبنان را شنيده بود به كوهبنان رفت - و در آنجا مدتى توقف كرده متوطن شد ، و بعد از چند سال با سادات و اهل كوهبنان وصلت نموده ، به كرمان رفت . . . آخوند مزبور مادام العمر به تعليم و تعلّم و تدريس و تدرّس اهل كرمان و كوهبنان اشتغال داشت . . . » « 1 » به قول شاعر : گل بود ، به سبزه نيز آراسته شد . قدرت سياسى و نظامى افشارها كم بود كه به نيروى ايدئولوژيك نيز آميخته شد ، و سياست و روحانيت دست به دست هم دادند و آن نيز از جانب يزد فراسوى كرمان آمدند . از اينجاست كه اقطاع افشار به معناى واقعى صورت تحقّق مىپذيرد . البته بعد از گنجعلى خان ، افشارها در كرمان هم‌چنان منزوى بودند ، و طوايف ديگرى مثل جلايرها ( طهماسبقلى خان ) ، و شاملوها ( جانى خان ايشيك آقاسى ، بانى جانىآباد نزديك شهر كرمان ) ، و قاجارها ( مرتضى قلى خان ) ، حكومت را دست به دست مىگرداندند . در درگاه درگاهقلى بيگ از تنها فرد معروف افشار كه طى صد و پنجاه سال بعد از گنجعلى خان نام برده مىشود شخصيتى است به نام درگاهقلى بيگ كه به روايت مرحوم مجد الاسلام ، از احفاد بيرام بيگ بود و روزى كه درگذشت ( به سال 1108 ه / 1696 م . )

--> ( 1 ) - رسالهء ابو الحسن كوهبنانى ، ص 7 ؛ نسخهء خطى اين رساله نزد خاندان روح الامينى كوهبنانى است و دكتر محمود روح الامينى مرا از آن آگاه كرد .